متن زیر نامه ارسالی یکی از بینندگان محترم وبلاگ است ازانجا که ایشان درخواست کردند متن را نامه را دروبلاگ قراردهم چنین کردم.
جناب آقاي دبيريمهر
با سلام و احترام
بدينوسيله مطالب ذيل به عنوان توضيح در مورد پيام قبلي و شرحي كه شما بر آن نوشتيد، تقديم ميگردد
الف) درابتدا بر خود لازم ميدانم از توجه شما به آن پيام سپاسگذاري كنم
ب) شايد اگر در اظهارنظر خود توضيح بيشتري در مورد افكارم دربارهي شما ميدادم، اين واكنشها پيش نميآمد. احساس ميكنم عمدهي بحث شما در مورد به كاربردن تعبيري چون «خانهي ويران افكار» باشد؛ قبول دارم، شايد بهتر بود اينجانب از تعبير مذكور براي آن دسته از تفكرات شما كه در مورد آنها با كمي تفاوت ميانديشم، استفاده نميكردم
دوست گرامي همانطور كه ملاحظه ميكنيد مقصود بنده از آنچه آنرا سهواً «خانهي ويران افكار» ناميدم، با آنچه كه شما برداشت كرديد متفاوت بود. البته شايد بتوان گفت كه نوعي سهواللسان و يا عدم توضيح از سوي اينجانب، اين مسائل را پيش آورد
پ) مصداق واقعي آنهايي كه خانهي افكارشان از بيخوبن خراب است، افرادي هستند كه به نام انتقاد و روشنفكري -البته به تعبير ناصحيح خودشان- اصوليترين و راهگشاترين انديشهها مانند مبارزه با ظلم و تزوير و عدم پذيرش آن، حمايت از مظلوم، تاختن بر ظالم و ... -البته به اقتضاء اوضاع زمان و با بهرهگيري از روشهاي نوين و متناسب- را كه در قرآن كريم بارها بر آنها تأكيد شده است،زير پا له ميكنند. اين جماعت شبهروشنفكر به طور مثال حتي از بهكاربردن صفت «شهيد» براي «عماد مغنيه» پرهيز ميكنند و ميانديشند با اين كار روشنفكري خود را بيش از پيش نماياندهاند، اين جماعت به طور مثال ميانديشد بهكاربردن عبارت «باسمه تعالي» در ابتداي پيام بنده نوعي ارتجاع فكري است، اين جماعت ميانديشند ... بگذريم، همانا اينها از اثرات بيماري روشنفكري صد سالهي ماست
ت) بنده افتخار ميكنم كه شما دوست گرامي -درعين داشتن تفكر نقاد و البته به معناي واقعي و صحيح آن، كه به زعم بنده يك موهبت است- برنامهاي را به شرح رشادتهاي آن شهيد بزرگوار و بررسي علل مخدوش جلوه دادن اعمال پر افتخار او، از سوي رسانههاي خارجي، اختصاص داديد
در پايان پيشنهاد ميكنم در برنامهي روز دوشنبه مورخ 06/1/1386 كه گويا به گزارش محمد البرادعي و تأثير آن بر روند سياسي شوراي امنيت و يا به قول صحيحتر، به جنبهي سياسي مسئلهي هستهاي كشور خواهد پرداخت، از آقايان دكتر كاظم قريبآبادي، مدير خلع سلاح هستهاي وزارت خارجه، دكتر عليرضا اكبري، رئيس مؤسسهي مطالعات راهبردي تصميم و نيز كارشناسي كه هماكنون نامشان را به ياد ندارم اما از حدود چهار ماه پيش دو بار در برنامه حضور داشتهاند و به خصوص نظرشان اين بود كه علاوه بر قطعنامههاي اول و دوم، قطعنامههاي سوم و چهارم و پنجم و بلكه دهم نيز صادر خواهد شد، دعوت به عمل آوريد. مطمئنم در اينصورت گفتگوي چالشي و در عين حال مناسبي را پيشرو خواهيم داشت
/با سپـــاس/
+ نوشته شده توسط امیر دبیری مهر در یکشنبه پنجم اسفند 1386 و ساعت
8:6 قبل از ظهر |