تبليغاتX
اندیشکده خرد
درباره مصاحبه اقای احمدی نژاد با تلویزیون سی بی اس امریکا حرفهای بسیاری برای گفتن وجود دارد . که نه وقت ان را دارم و نه مصلحت برای بیان ان وجود دارد. بهرحال نقد مرتضی کاظمیان درباره این مصاحبه خواندنی است . ولی درمجموع این مصاحبه را ازبعد رسانه ای بسیار ضعیف می دانم وامیدوارم اقای رئیس جمهور درتیم رسانه ای ومشاوران تبلیغاتی خود اززبدگان امر بهره گیرد . هرچند شنیدم اقای کلهر اخیرا مامور ساماندهی به این امر شده است . امیدوارم موفق باشد.

مقاله مرتضی کاظمیان درباره مصاحبه احمدی نژاد

+ نوشته شده توسط امیر دبیری مهر در دوشنبه سی ام مرداد 1385 و ساعت 10:47 قبل از ظهر |

چند روزی است جلد اول ازمجموعه سه جلدی (( ایران درچهار کهکشان ارتباطی )) بیشتر اوقات مطالعه روزنامه ام را به خود اختصاص داده است . این کتاب گرانسنگ سیر تحول تاریخ ارتباطات درایران را ازاغاز تا امروز بررسی می کند . به گفته استاد وپژوهشگر ارجمند جناب دکترمهدی محسنیان راد مولف این پژوهش تفصیلی؛ این کتاب هفت سال کار برده که سه سال ان مستمر وبی وقفه بوده است . من اولین بار درسال گذشته ودرمراسم سالگرد خبرگزاری فارس وازازبان دکتر محسنیان راد ازانتشار قریب الوقوع ان مطلع شدم ولی باتوجه به این که روی سخن دکتر دران مراسم بیشتر تئوری بازار پیام بود تصور نمی کردم این محقق فاضل دست به چنین کار عظیمی زده باشد.بعد از مراسم رونمایی ازاین کتاب درکتابخانه ملی ایران با شوق ورقبت این 3جلد اثر را خریداری  ومترصد فرصتی برای مطالعه بودم که این فرصت برای جلد اول فراهم شد . شاید نقد وبررسی این کتاب پس ازمطالعه جلد اول شتابزده بنماید ولی 2علت دارد اول اینکه درباره همین جلد اول که حدود 600صفحه است گفتنی بسیار است ودوم اینکه این نقد وبررسی را درباره مجلدات بعدی ادامه خواهم داد البته به اختصار ودرحد بضاعت محدود موجود.

اهل نظر و تحقیق واقف هستند که هر اثر مکتوبی باید به واجد سه بخش اساسی باشد تا شایسته نقد وتوجه قرارگیرد اول پرسش اصلی که تحقیق وکتاب حول ان تدوین می شود دوم فضیه یا پاسخ احتمالی محقق وسوم نتیجه گیری . ( بگذریم که امروز بسیاری ازمکتوبات فارسی اعم ازکتاب ومقاله فاقد زیربنایی ترین اصول پژوهش هستند)

نویسنده فاضل کتاب ؛اثر خود را برای پاسخگویی به این پرسش که (( تاریخ تحول ارتباطات درایران چه مراحلی را گذرانده وبه کجا خواهد رسید )) در4بخش اصلی تدوین کرده است که همان چهار کهکشان ارتباطی است که عبارتند از: کهکشان شفاهی / کهکشان دارمانی / کهکشان گوتنبرگ وکهکشان مارکنی (دهکده جهانی )

به نظر دکتر محسنیان راد ایرانیان غیر از 3کهکشان شفاهی , گوتنبرگ ومارکنی که بین همه ملتها مشترک است مبدع  وصاحب کهکشان دیگری هستند به نام دارمانی که این اصطاح ابداعی ترکیبی است ازنام داریوش ومانی . بنا برفرضیه دکتر محسنیان راد داریوش  برای نخستین بار درتاریخ جهان به نظام وابزار سازی برای انتقال پیام پرداخت .مانی نیز برای نخستین بار نظام وابزار سازی برای  تکثیر پیام  ایجاد کرد وازاین رو ایرانیان مفتخرند که پیشگام  وپیشتاز درارتباطات بوده اند .خواننده این کتاب شواهد ومستندات بسیار زیادی را مشاهده می کند که درپی انها ثابت شده :

1-   اولین شبکه تلگراف نوری درایران وسالها پیش ازمیلاد مسیح ایجاد شد

2-  شبکه اطلاع رسانی چند هزار کیلومتری درایران بزرگ وجود داشت که اخبار واطلاعات لازم را مبدله می کرد

3-   نخستین خط الفبایی 36 حرفی جهان درایران  ابداع شد

4-   نخستین روزنامه های گلی وسنگی درزمان داریوش ابداع شد

5-   زبان پارسی زبان بین المللی ان زمان بود

6-   کوروش بنیانگذار پست درجهان بود

7-  ایرانیان نخستین ملتی هستند که خط مخصوص ثبت وضبط  اصوات واهنگ های موسیقی را به نام ویش دبیریه اختراع کردند

8-  مانی مخترع اولین شیوه چاپ بوددرحالی که اکثر منابع تاریخ اختراع ان رامربوط به حدود سال 1120میلادی به دست فناوران چین می دانند.

ودهها افتخار دیگر ملی وباستانی  که فهرست وتفصیل ان را درمتن کتاب بیابید.

درجلد اول این پژوهش شاهد روایتی ازتاریخ ایران زمین نیز هستیم که ذیل سه مبحث اقناع حقیقی ؛ اقناع مجازی وواقعیت مجازی شرح وبسط داده شده است .

مباحث جذابی مثل رابطه سلمان فارسی با پیامبر اکرم(ص )؛ اولین رویارویی مسلمانان با ایرانیان ؛ ماجرای مسلمان شدن ایرانیان و مقاومت های برخی سرزمین ها ؛ نقش مساجد درنظام ارتباطات سنتی ؛تفکیک تدریحی اسلامیت وعربیت درذهن ایرانیان واغاز نهضت های شعوبیه ؛ شکل گیری پروپاگاندا ودستگاههای جاسوسی درعصر خلفای اموی وعباسی و..

 جاذبه این مباحث ویژه علاقمندان ومتخصصان  رشته ارتباطات نیست بلکه می تواند برای همگان جذاب وخواندنی باشد ازاین رو خواندن این اثر را به مه علاقمندان به سیر تحولات سیاسی وفرهنگی واجتماعی ایران بویژه پس ازاسلام توصیه می کنم.

 

 ولی چند نقد منصفانه به جناب محسنیان راد :

1-  این اثر علی رغم تفصیلی ومشروح بودن فاقد فهرست تفصیلی است ودرمتن وصفحات نیز فاقد تیترهای کتابی برای تقسیم مباحث ازیکدیگر است .

2-  فصلهای وبخش های کتاب متناسب با حجم محتوای مباحث نیست بعنوان مثال 600صفحه ازکتاب که جلد اول راتشکیل می دهد تنها 2بخش و7فصل را دربر می گیرد درحالی که شاید جا داشت این 600 صفحه متناسب با تنوع موضوعات در10 الی 15فصل ارائه می شد.

3-  به نظر می رسد مباحث نظری وچارچوبهای مفهومی درجلد اول به شکل قابل ملاحظه ای تحت الشعاع نقل قولها ومستندات قرار گفته است ونظم منطقی بین مباحث وجود نداردو اینها باعث نوعی خستگی ذهن وچشم درخواننده می شود . خواننده ازنویسنده ای مثل دکتر محسنیان راد انتظاردارد درابتدای هربخش وفصل وعنوانی بحثی مختصر اما تئوریک ارائه دهد  تا داده های پژوهش درنظامی چارچوب دارهضم ودرک شود وجزییات به طور مستمر به شکل دهی چارچوبی مستحکم ازاندیشه درذهن مخاطب کمک کند.

4-  این اثر فاقد پاورقی یا پی نوشت است که ازکاری چنین طویل ومشروح انتظار نمی رود. هرچند نقل قولها به سبک مکتب شیکاگو ست ولی این مساله این رساله را بی نیاز ازپاورقی برای ارائه توضیحات نمی سازد.

5-  درنقل قولهای مستقیم اصول نگارش وکتابت رعایت نشده یعنی  قلم نقل متفاوت ازقلم متن نیست وحتی اشعار به شکل سنتی شعر پارسی نگاشته نشده بلکه پشت سرهم امده است که این مساله اززیبایی بصری صفحات کتاب کاسته است .

اجمال واختصارگویی را برمی گزینم وازمحاسن کار نمی گویم که جاذبه ای باشد برای خواندن اصل اثر .اگر نقدی شکلی هم صورت گرفت تنها بهانه ای بود برای تجلیل ازاین کار ارزشمندوانتظار ازجناب محسنیان راد که با شهامت ودانش گسترده قدم دروادی بومی سازی علم ارتباطات درایران گذاشته اند وچنین اثر ارزشمند  ومفیدی را خلق کرده اند این است که درچاپهای  بعدی اصلاحات لازم رابعمل اورده وبه میزان بهره گیری جامعه ازاین پژوهش گرانسنگ بیفزایند.

 

  

+ نوشته شده توسط امیر دبیری مهر در چهارشنبه هجدهم مرداد 1385 و ساعت 5:26 بعد از ظهر |

دوست گرامي جناب جعفر محمدي از بنده خواسته است مطلبي کوتاه درباره راه اندازي روزنامه اينترنتي يا روزنت "عصر ايران" بنگارم.
به سبک معمول اول براي  دست اندرکاران اين روزنت تازه تاسيس آرزوي توفيق و موفقيت دارم. اما اين آرزوي توفيق و موفقيت لفاظي و تعارف نيست بلکه يک اميدواري روش مند و تحقق يافتني است.

نگارنده که بيش از يک دهه دست بر قلم دارم و براي مطبوعات (اعم از چاپي و رايانه اي) يادادشت و تحليل مي نويسم، به سهم خودم از توفيق ژورناليستي و موفقيت رسانه اي تعريف و تعبير ويژه اي دارم که براي نخستين بار آن را قلمي کرده و نثار اهل قلم «عصر ايران» مي کنم:

1- امروز هر چند از نظر کميت و تعداد رسانه هاي متعدد و   متنوعي در ايران عصر ما فعاليت مي کنند ولي در واقع بسياري از آنها رونوشت ديگران هستند و هويت شکلي و محتوايي مستقلي ندارند،از رو تکراري و ملال آورند.
خبرهاي مشترک، گزارش هاي مشترک و شکل و شمايل شبيه به هم مانع از هويت ويژه اين رسانه ها شده است. از اين رو بايد "طرحي نو "در انداخت و گونه هاي نويني از خبر، تحليل، گزارش و مقاله نگاشت و هويتي جديد و نو ساخت.
2- امروز قالب هاي کليشه اي، رسمي و اتو کشيده از تحولات ايران و جهان در اذهان ما حک شده است و روز به روز با تثبيت بيشتر خود را پابرجاتر و ما را از واقعيات دورتر مي سازد. امروز نمي توان گفت رسانه هاي ايراني انعکاسي تام و تمام عصر ايران و دريچه اي به سوي زواياي آشکار و نهان ايران امروز هستند . اميدوارم "عصر ايران"، بازتاب ايران عصر ما باشد.
3- به خاطر حاکميت بلامنازع حاکمان در تاريخ ايران و شکل نگرفتن جامعه مدني و هويت صنفي و نهادهاي غيردولتي، دولت ها همواره ذهنيت و رويکردهاي خود را نيز به ملت القا نموده اند و لزوما اين رويکردها صحيح و سازنده نبوده است و گاه در تضاد و رويارويي با منويات ملت ايران نيز قرار گرفته است. رسانه ها نيز در اين تقليد و دنباله روي پرونده قطوري دارند. به خبرهاي رسمي راديو و تلويزيون و مطبوعات نگاه کنيد. چقدر ارزش خبري "شهرت" خود را به ديگر ارزش هاي خبری تحميل کرده است و جاي را بر ارزش هايي چون دربرگيري، فراواني و ... تنگ گرده است.

مثال عيني مي زنم ،ملاقاتي رسمي مسوولان کشور و نقل تعارفات آنها چه جاذبه اي براي مردم دارد ؟مگر نه اينکه مسوولان وظايف خود را انجام مي دهند؟! البته اين غير از ملاقاتي است که مثلا بر اساس آن خط راه آهنی، احداث مي شود يا وامي ستانده يا توافقي حاصل مي گردد.
بگذرم!ولی آيا کل فعاليت هاي يک ملت در چند ديدار دولتي خلاصه مي شود؟! شايد برخي اين ادعا را نوعي ساختار شکني رسانه اي بنامند ولي واقعيت را قبول کنيم. ما روزنامه نگاران به شدت نيازمند نوآوري در نگرش و روش کاري خود هستيم و زواياي فراوان و گوناگوني از عصر ايران مغفول ما شده است.
4- همه مي دانيم که ما روزنامه نگار تخصصي بسيار کم داريم و اغلب ژورناليست هاي ايران در همه حوزه ها قلم مي زنند و صاحب نظرند!!

عصر ايران" را دعوت مي کنم به تربيت روزنامه نگاران تخصصي در حوزه هايي که اولو يت اين رسانه جديد است. نمي دانم چرا برخي از مدیران رسانه اي در ايران فکر مي کنند بايد به همه حوزه ها سرک بکشند و مشکلات عالم را از سير تا پياز حل کنند؟!غافل از اينکه اين مساله نوعي سطحي نگري و عوام زدگي را در رسانه ها شايع کرده است. امروز در حالي که ما با بمباران اطلاعات و اخبار مواجه هستيم نيازمند رويکردهاي تخصصي و ويژه به رويدادها هستيم.
اميدوارم منظورم  از "توفيق ژورناليستي"  را به اجمال بيان کرده باشم هر چند که عرض و طول اين توفيق نامحدود است و در اين نوشتار اشاره اي شد به عرصه اي بي پايان.

به اميد توفيق همه ژورناليست هاي ايراني و سربلندي ايران از اين رهگذر.

+ نوشته شده توسط امیر دبیری مهر در یکشنبه یکم مرداد 1385 و ساعت 8:15 قبل از ظهر |





Powered by WebGozar